تبليغاتX
تک ستاره آسمان من

تک ستاره آسمان من

دل شکسته به ساز شکسته میماند که با نوازش دستی بر آورد فریاد.........

عشق یعنی..............

عشق یعنی....

عشق يعني سكوت لبهايم
عشق يعني مرگ بيان شاعر
عشق يعني جستجوي چشمان نوجواني
عشق يعني همين يك ، دو قدم تا سكوت
عشق يعني مفهوم همين ژاله سبز
عشق يعني قلم برداري
دست را آزاد كني
و چشمها را بسته
رنگها را در اختيار روحت بگذاري
تا با معنا لمس كند
شايد آسماني سبز ساخت
خورشيدي آبي
و صخره هايي نرم تر از روياها
من اگر من باشد
تبسم خدا يعني عشق
من اگر خود باشم
خشم ابليس يعني عشق
من اگر من باشم و براي من عاشق شوم
عشق يعني همين
عشق يعني صحبت چلچله ها را سخت نداني
با گلبرگ شبو دوستانه صحبتي شبانه كني
عشق يعني قطرات باران را ببوسي
عشق يعني زيبا ببيني
كه اگر بيننده باشي
نعش هفت سال پوسيده ، يعني تجسم زيبايي
عشق يعني همين كه هست را ببيني
در همين كه هست
همين ، كه هست ....
خورشيد را ببوسي تا لبهايت زلال شود
شبنم را در آغوش بكشي تا قلبت شعور پيدا كند
ذهنت را با نسيم صبح از غبار فهم ، نا فهم زمانه پاك كني
عشق يعني باور كني
شايد امسال بهار تا زمستان باقي بماند
كه اگر خود باشي
عشق يعني بي انتهايي
وقتي كه افق تير رس چشم تو باشد
راه بي معناست

 من همونم كه هميشه غم و غصه اش بي شماره
اون يكه تنها ترينه حتي سايه هم نداره




+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم دی 1387ساعت 9:28  توسط شبانه  | 

بذر

پاییز را بهانه کرده ام برای جستجوی مهر،

و قرص ماه را برای رونق سفرۀ آسمان شب،

سنگ های سخت سکوت، جویبار زلال افکارم را تهدید می کنند،

مثل همیشه،

باران را به بهار،

صدای عشق را به امواج دریا،

و صداقت خورشید را به قلب تو می سپارم،

دل من آرزوهای پروازش را از برگ های سبز سپیدار آموخت،

تا ایمان من در خاک بکر دوستی جاودانه شود،

حسادت کویر به دشت را جدی نگیر،

باور کن که ماهیان میان آب نیز تشنه می میرند،

باور کن که کوه ها از خستگی ایستاده می میرند،

باور کن که دریا میان اشک های غمگینش غرق میشود،

سپید مشکی من

بذر آیات عشق را مبان دست های من جستجو کن

+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم آذر 1387ساعت 7:15  توسط شبانه  | 

خوشبختی رایانه ایی

خوشبختي رايانه اي

MIADGAH IS THE BEST

 

1. در زندگي و معاشرت با ديگران، نرم‌افزار باشيم ، نه سخت‌افزار.

2. براي پسوند فايل زندگي اجتماعي و خانوادگي، از سه كاراكتر «ع»، «ش» و «ق»، استفاده كنيم.

3. هيچ‌گاه قفل سي‌دي قلب مردم را نشكنيم كه « تا تواني دلي به دست آور ، دل شكستن هنر نمي‌باشد ».

4. چنانچه در كاري شكست خورديم ، آن را « Shut Down» نكنيم بلكه آن را « Restart» كنيم.

5. براي مانيتور زندگي‌مان، بك‌گراند (Background) سبز يا آبي را در نظر بگيريم نه سياه يا دودي.

6. براي سيستم قلبمان از مانيتورهاي تخت و صاف (Flat) استفاده كنيم.

7. براي فايل‌هاي اسرار زندگي‌مان، پسورد (password) بگذاريم و آن را مخفي (Hidden) كنيم.

8. همواره پيش از سخن گفتن ، سي پي يوي فكرمان را به كار بيندازيم.

9. بر صفحه مشكلات مردم، كليد F1 باشيم و آنان را كمك و راهنمايي (Help) كنيم.

10. اگر شخصيت ما  بزرگ و والاست، اين نوع شخصيت، نبايد به ما اجازه دهد كه با هر كسي چت (Chat) كنيم و هر كسي با ما چت كند.

11. اگر از كسي بدي و كم‌لطفي ديديم، آن را «Save» نكنيم بلكه آن را «Delete» نماييم و حتي آن را از ريسايكل‌بين (Recyclebin) قلب مان كاملاً محو كنيم.

12. به ديگران اجازه ندهيم در «سي دي رام» زندگي‌مان هر نوع «سي دي» را كه بخواهند ، قرار دهند.

13. خانه و دفتر كارمان، به روي مردم نيازمند، «Open» باشد.

14. براي حل اختلافات زناشويي ، روي گزينه « گذشت و ايثار »، دابل كليك (Double click) كنيم.

15. تا حرف كسي تمام نشده ، اسپيكر (Speaker) خود را روشن نكنيم.

 

MIADGAH IS THE BEST

16. در سايت زندگي شخصي‌مان، يك رُوم (Room) به نام مشكل‌گشا (Moshkelgosha) بسازيم تا ديگران با ما چت (Chat) كنند.

17. هنگام مشاهده خوبي‌ها و نيكي‌هاي ديگران، بلافاصله كليد پرينت اسكرين (Print Screen) را بزنيم و از آن ها تصوير بگيريم.

 

 

18. در زمان ناتواني، درماندگي و تاريكي زندگي ديگران ، كليد « Power » براي آنان باشيم.

 

19. نگذاريم هر كسي در رُوم (Room) زندگي‌مان چت نمايد و در اين صورت، او را ايگنور (Ignore) كنيم.

20. چشم‌هاي مان را به روي عيب‌هاي پنهان مردم، «Close» كنيم.

21. گاه و بي‌گاه، كامپيوتر زندگي‌ ما هنگ (Hang) مي‌كند كه بايد آن را با « فكر »، « مشورت » و «برنامه‌ريزي»، ري‌استارت (Restart) كنيم.

22. براي كپي گرفتن از ديسكت زندگي ديگران، نخست آن را ويروس‌يابي و سپس ويروس‌كشي كنيم.

23. مواظب باشيم كه رايانه زندگي زناشويي‌مان، ويروس غرور و لج‌بازي به خود نگيرد كه در اين صورت، ممكن است هيچ آنتي‌ويروسي نتواند آن را از بين ببرد.

24. فايل‌هاي مهم زندگي خود را گاه به گاه، اسكن (Scan) كنيم تا اگر به ويروسي آلوده شده باشند ، سريعاً مشخص شود.

 

25. پيش از پرينت گرفتن از سخنان مان، پيش‌نمايش چاپ (print preview) آن را مشاهده كنيم.

26. اگر روزي رايانه زندگي ما با همسرمان هنگ كرد ، سه كليد « كنترل اعصاب »، « انصاف» و «دليل عصبانيت» را بزنيم.

27. هارد مغز خود را از برنامه‌هاي غيرمفيد ، پر نكنيم ، تا فضا را براي نصب برنامه‌هاي مفيد ، تنگ ننماييم..

28. براي اين كه از ديدن مانيتور زندگي، بيشتر لذت ببريم، كارت گرافيك بالا براي آن تهيه كنيم.

29. اگر لازم است كه مانيتور رايانه ما داراي رنگ‌هاي متنوع و متعدد باشد ، ولي مانيتور ارتباطات ما با مردم، حتماً بايد يك‌رنگ باشد.

30. در خطاطي كامپيوتري، از برنامه «كِلْك» هم مي‌توانيم استفاده كنيم اما در خطاطي زندگي، از برنامه «كَلَك» نبايد استفاده كنيم.

31. بكوشيم تا خوش اخلاقي را به جاي اين كه در رم (Ram) و حافظه موقت داشته باشيم، در رام (Rom) و حافظه پايدار داشته باشيم تا در هنگام آغاز (Start) ارتباط با ديگران، آن را به كار گيريم.

32. اگر مي‌خواهيم در زندگي خويش موفق و خوشبخت باشيم، بايد خودمان زيرمنوهاي Programs را دقيقاً تنظيم كنيم و نبايد بگذاريم كه ديگران اين كار را براي ما انجام دهند اگر چه مي‌توانيم در اين زمينه ، با آنان مشورت كنيم.

33. در كيس (Case) مستكبران و زورمداران، «سي دي رام» نباشيم بلكه «سي دي ناآرام» باشيم.

34. قانون كپي‌رايت زندگي اجتماعي به ما اجازه نمي‌دهد كه سي دي بدي‌ها و عيب‌هاي ديگران را رايت كنيم.

35. در سايت زندگي، هميشه لينكِ (Mahabbat) داشته باشيم و هيچ گاه براي اين سايت، فيلتر نگذاريم.

 

 

 
+ نوشته شده در  شنبه دوم آذر 1387ساعت 8:46  توسط شبانه  | 

ترانه

 

این ترانه بوی نان نمی‌دهد
بوی حرف دیگران نمی‌دهد
سفره‌ی دلم دوباره باز شد
سفره‌‌ای که بوی نان نمی‌دهد
نامه‌ای که ساده و صمیمی است
بوی شعر و داستان نمی‌دهد:
… با سلام و آروزی طول عمر
که زمانه این زمان نمی‌دهد
کاش این زمانه زیر و رو شود
روی خوش به ما نشان نمی‌دهد
یک وجب زمین برای باغچه
یک دریچه آسمان نمی‌دهد
وسعتی به قدر جای ما دو تن
گر زمین دهد زمان نمی‌دهد
فرصتی برای دوست داشتن
نوبتی به عاشقان نمی‌دهد
هیچ‌کس برایت از صمیم دل
دست دوستی تکان نمی‌دهد
MIADGAH IS THE BEST
هیچ‌کس به غیر ناسزا تو را
هدیه‌ای به رایگان نمی‌دهد
کس ز فرط های و هوی گرگ و میش
دل به هی هی شبان نمی‌دهد
جز دلت که قطره‌ای است بی‌کران
کس نشان ز بی‌کران نمی‌دهد
عشق نام بی‌نشانه است و کس
نام دیگری به آن نمی‌دهد

جز تو هیچ میزبان مهربان

نان و گل به میهمان نمی‌دهد
ناامیدم از زمین و از زمان
پاسخم نه این‌، نه آن‌، نمی‌دهد
پاره‌های این دلِ شکسته را
گریه هم دوباره جان نمی‌دهد

خواستم که با تو درد دل کنم
گریه‌ام ولی امان نمی‌دهد...
 

MIADGAH IS THE BEST

 

 

 
+ نوشته شده در  شنبه دوم آذر 1387ساعت 8:39  توسط شبانه  | 

پاييز

راهکار برای اینکه در پاییز شاد بمانید!  

www.miadgah.org12راهکار برای اینکه در پاییز شاد بمانید!


بسیاری از ما با شروع فصل پاییز دچار احساس غم و خمودگی می‌شویم و به همین دلیل آمار اختلافات و دعواهای خانوادگی با شروع این فصل بیشتر می‌شود. برای این که در این فصل سال نیز حس خوبی داشته باشیم باید خودمان دست به کار شویم تا روزهای دلکیر پاییز -البته برای برخی افراد-را به لحظاتی خوب برای خود و اطرافیان مان تبدیل کنیم.
 

1- آن چه را دوست دارید بنویسید.نوشتن یکی از ابزارهای خوب برای تخلیه احساسات است.

 

2- بوهای نشاط آور: گاهی برخی از بوها در تغییر حال انسان موثر است و افراد را به وجد می‌آورد و با نشاط می‌کند.

 

3- به سراغ آلبومهایتان بروید. ورق زدن آلبوم و دیدن عکس کسانی که دوست دارید، در شما احساس خوبی ایجاد می‌کند. عکس‌های دوستان قدیمی، افراد فامیل و بچه‌هایی که حالا بزرگ شده اند شما را به روزهای خوش گذشته بر می‌گرداند و لبخند بر لبان تان می‌آورد.

 

4- برای خود خرید کنید.

 

5- به خود آزادی دهید.

 

6- با رنگ‌ها بازی کنید. گاهی به سراغ جعبه مدادرنگی یا ماژیک بروید و شروع به نقاشی کنید.

 

7- آب تنی:درون آب رفتن علاوه بر ایجاد آرامش در بدن، موجب آسایش و طراوت روح و روان نیز می‌شود. هنگامی که درون آب قرار می‌گیرید از خدا کمک بخواهید تا همه خستگی‌ها را از درون تان بزداید.

 

8- انجام امور خیریه:همیشه کمک کردن به افراد نیازمند در افراد احساس خوشایندی ایجاد می‌کند. این کمک‌ها حتما نباید مالی باشد.

 

9- موسیقی گوش کنید.

 

10- مشکلات را دور بریزید.

 

11- سپاسگذار خدا باشید.با سپاسگذاری از خداوند به خاطر تمام نعمت‌هایی که به شما داده است احساس خوبی به شما دست خواهد داد، زیرا مطمئن می‌شوید که هرگز تنهایی به سراغ تان نخواهد آمد.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم آبان 1387ساعت 9:9  توسط شبانه  | 

با لاخره اون خبری که انتظار نداشتیم منتشر شد.....

آره چقدر دعا کردیم ...چقدر نذر و نیاز کردیم تا اثری از اون پیدا بشه ولی افسوس....سعد بهالو پزشک تیم کوهنوردی امید ایران زیر خروارها برف و بهمن ناپدید شد آخه اون از دوستای خانوادگیم هست ...دلم نی آید بگم بود چرا که هنوز باورم نمیشه...جرات روبرو شدم با مریم جون همسرش هم ندارم.....حال توی این سانحه چه کسانی مقصر بودند.....از جهت سرعت عمل برای یافتن او ......بگذریم .و به گفته مریم جون زمستان میرود ولی روسیاهی زغال میماندوبس....
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم آبان 1387ساعت 8:48  توسط شبانه  | 

السلام عليك يا ضامن آهو.........

يا امام رضا

سلام....

دوباره ميلادت و يادت كه هميشه تو دلمون هست ....

آقا جون.....يادمه آخرين باري كه اومدم پابوست چقدر هوا سرد بود...يادته.....

آره مطمئنم كه يادته ..يادته نشسته بودم زيارت عاشورا و آقاتون مهدي رو مي خوندم..

كه نم نم بارون هم گرفت ...چه حس خوبي داشتم...توي همه زيارتهايي كه تا اون موقع اومده بودم اين يكي خيلي با حال بود......

ولي نمي دونم ديگه چرا دير به دير هواي ما رو ميكني... من كه خيلي دلم هواتو كرده

يا ضامن آهو بيا و يه امشب ديگه هم مثل همه وقتها ضمانتمون رو قبول كن...از شما كه چيزي كم نميشه....تو كه لطف و كرمت هميشه شامل حالمون بوده اينبار هم ....

آخه تنهايي روم نميشه خدا رو صدا بزنم ..ولي وقتي يه آقايي چون شما وساطت كنه فرق ميكنه....حالا با اين وجود بازم نمي خواي دستمو بگيري؟..... 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم آبان 1387ساعت 7:54  توسط شبانه  | 

خسته ام

سلام

سلام دوستان عزیز

چه روزگاری شده ...دیگه از نالیدن گذشته ..دلم خیلی گرفته از این همه نامردی و نا مروتی..آخه ما آدمها تا کی می خوایم اینجوری دل همدیگر بشکنیم؟تا کی می خوایم همدیگر رو خورد کنیم؟کی می خوایم به خودمون بیایم؟

آخه چی بهمون میرسه که اینطور برای همدیگر می تازونیم.....از چی بگم که نگفتنش بهتره ...کافی اهل دلی باشی و تو زندگیت بهت نارو زده باشند  .....اون موقع می دونی که چی میگم و چه حسی دارم...سرتون رو درد نمی یارم...از همه دوستایی که لطف کردند و به وبم سر زدند متشکرم....روی همتون رو می بوسم و خسته نباشید میگم...آخی یه کم سبک شدم....بای

+ نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم آبان 1387ساعت 10:38  توسط شبانه  | 

نگاه کن.................

آفتاب می شود

نگاه کن که غم درون دیده ام
چگونه قطره قطره آب می شود
چگونه سایه سیاه سرکشم
اسیر دست آفتاب می شود
نگاه کن
تمام هستیم خراب می شود
 شراره ای مرا به کام می کشد
مرا به اوج می برد
مرا به دام میکشد
نگاه کن
تمام آسمان من
پر از شهاب می شود
 تو آمدی ز دورها و دورها
ز سرزمین عطر ها و نورها
نشانده ای مرا کنون به زورقی
ز عاجها ز ابرها بلورها
مرا ببر امید دلنواز من
ببر به شهر شعر ها و شورها
به راه پر ستاره ه می کشانی ام
فراتر از ستاره می نشانی ام
نگاه کن
من از ستاره سوختم
لبالب از ستارگان تب شدم
چو ماهیان سرخ رنگ ساده دل
ستاره چین برکه های شب شدم
چه دور بود پیش از این زمین ما
به این کبود غرفه های آسمان
کنون به گوش من دوباره می رسد
صدای تو
صدای بال برفی فرشتگان
نگاه کن که من کجا رسیده ام
به کهکشان به بیکران به جاودان
کنون که آمدیم تا به اوجها
مرا بشوی با شراب موجها
مرا بپیچ در حریر بوسه ات
مرا بخواه در شبان دیر پا
مرا دگر رها مکن
مرا از این ستاره ها جدا مکن
نگاه کن که موم شب براه ما
چگونه قطره قطره آب میشود
صراحی سیاه دیدگان من
به لالای گرم تو
لبالب از شراب خواب می شود
 به روی گاهواره های شعر من
نگاه کن
تو میدمی و آفتاب می شود

+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم آبان 1387ساعت 13:36  توسط شبانه  | 

هدیه

من از نهایت شب حرف میزنم
من از نهایت تاریکی
و از نهایت شب حرف میزنم
اگر به خانه من آمدی برای من ای مهربان چراغ بیار
و یک دریچه که از آن
به ازدحام کوچه ی خوشبخت بنگرم
 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم آبان 1387ساعت 9:52  توسط شبانه  |